خیلی شفاف بگویم؛ اینها خبرنگار نبودند، «شکارچی» بودند. سناریویشان کلاسیک بود. جمعآوری اطلاعات (واقعی یا ساختگی)، فشارِ رسانهای، و بعد… «پیشنهادِ سکوت!». اگر مدیرِ یک شرکت فولادی یا پتروشیمی حاضر به پرداختِ پولِ کلان میشد، قضیه «ماستمالی» میشد و خبرهای تخریبی حذف یا اصلا منتشر نمیشد.
بر اساس اظهارات مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، این مجموعه در سال ۱۴۰۴ موفق به ثبت تولید حدود ۷.۴ تا ۷.۵ میلیون تن شده و بالاترین میزان تولید اسلب در ۳۳ سال گذشته را رقم زده است. همچنین صادرات شرکت از هدف یکمیلیارددلاری عبور کرده و به حدود ۱.۱ میلیارد دلار رسیده است؛ اتفاقی که برای سهامداران، بهویژه در شرایط محدودیت بازار داخلی، یک سیگنال مثبت محسوب میشود.
قربانی اصلی این «نمایش مدرنیته»، نیروی انسانی صنعت فولاد است. مدیرانی که شیفتهی واژگان لوکس اتوماسیون شدهاند، ابتداییترین اصل توسعه فناوری یعنی «بازآموزی و ارتقای مهارت کارکنان» را به کل فراموش کردهاند. کارگر فولاد امروز خود را در محاصره ابهام میبیند؛ از یک سو با تهدید تعدیل به بهانه خودکارسازی خطوط مواجه است و از سوی دیگر، هیچ برنامه مدونی برای آموزش کار با ابزارهای نوین به او ارائه نمیشود.
شرکت فولاد خوزستان که در جریان جنگ اخیر با خسارات ناشی از حملات دشمن مواجه شد، اکنون در حالی برای بازسازی و بازگشت کامل به مدار تولید تلاش میکند که محدودیتهای برق به مهمترین مانع پیش روی این واحد بزرگ صنعتی تبدیل شده است. کارشناسان معتقدند تداوم ناترازی انرژی میتواند روند احیای این شرکت راهبردی را با تأخیر مواجه کرده و آثار آن را در تولید، اشتغال، صادرات و زنجیره تأمین فولاد کشور نمایان سازد؛ موضوعی که نقش وزارت نیرو در حمایت از بازسازی این مجموعه را بیش از هر زمان دیگری برجسته کرده است.
شرکت فولاد خوزستان، یکی از تولیدکنندگان بزرگ فولاد در ایران، در پی پایان درگیریهای نظامی اخیر (جنگ رمضان)، استراتژیهای صنعتی و بازرگانی خود را برای دوران پساجنگ بازنگری میکند.
مدیرعامل فولاد سفیددشت گفت این شرکت که در جریان حملات اخیر جزو چهار مجموعه هدف قرارگرفته بود، با تکیه بر توان داخلی در کمتر از ۴۰ روز واحد فولادسازی و در کمتر از ۱۰۰ روز کل خطوط تولید را دوباره وارد مدار کرد.