کد خبر: 17806 0

پشت صحنه «فولاد هوشمند»؛ پروژه‌بافی‌های میلیاردی یا جهش تکنولوژیک؟

پشت صحنه «فولاد هوشمند»؛ پروژه‌بافی‌های میلیاردی یا جهش تکنولوژیک؟

قربانی اصلی این «نمایش مدرنیته»، نیروی انسانی صنعت فولاد است. مدیرانی که شیفته‌ی واژگان لوکس اتوماسیون شده‌اند، ابتدایی‌ترین اصل توسعه فناوری یعنی «بازآموزی و ارتقای مهارت کارکنان» را به کل فراموش کرده‌اند. کارگر فولاد امروز خود را در محاصره ابهام می‌بیند؛ از یک سو با تهدید تعدیل به بهانه خودکارسازی خطوط مواجه است و از سوی دیگر، هیچ برنامه مدونی برای آموزش کار با ابزارهای نوین به او ارائه نمی‌شود.

به گزارش آهن‌نیوز؛ این روزها تالارهای همایش و اتاق‌های جلسات شرکت‌های بزرگ فولادی کشور، انباشته از کلیدواژه‌های شیکی چون «هوش مصنوعی»، «اتوماسیون نسل چهار» و «هوشمندسازی فرایندها» است. مدیرانی که در قامت منجیان مدرنیته صنعتی ظاهر می‌شوند، چنان از تحول دیجیتال سخن می‌گویند که گویی تمام گلوگاه‌های تولید رفع شده و تنها مانع باقی‌مانده، استقرار الگوریتم‌های یادگیری ماشین است. اما نگاهی به کف کارگاه‌ها و خطوط تولید، واقعیتِ گزنده دیگری را نمایان می‌سازد؛ واقعیتِ زیرساخت‌های فرسوده، قطعی مکرر برق و گاز در فصول مختلف، و البته بدنه کارگری نگران و فرسوده‌ای که سهمش از این هیاهو، چیزی جز هراس از تعدیل نیرو نبوده است. این تضاد آشکار، یک پرسش اساسی را پیش می‌کشد: چرا هوشمندسازی در صنعت فولاد ما به یک «شعار تزیینی» تبدیل شده و پشت پرده این اصرار تعجبی چیست؟

«پروژه‌های پولی بدون نتیجه»

پاسخ را باید در تصمیم‌گیری‌های بدون ملاحظه و پشت‌ درهای بسته برخی از مدیران فولادی جستجو کرد. در حالی که خطوط تولید به دلیل عدم اورهال به موقع و نبود قطعات یدکی با افت راندمان روبه‌رو هستند، تصویب بودجه‌های کلان برای پروژه‌های نرم‌افزاری و هوش مصنوعی که عملاً روی بسترهای آنالوگ و فرسوده قابلیت اجرا ندارند، علامت سوال بزرگی ایجاد می‌کند. این تصمیماتِ بدون پیوستِ فرهنگی و زیرساختی، شائبه تعریف «پروژه‌های پولی بدون نتیجه» را تقویت می‌کند؛ قراردادهای هنگفتی که نام هوشمندسازی را یدک می‌کشند، اما در عمل تنها به رزومه‌سازی برای مدیران پروازی و ایجاد تعهدات مالی سنگین برای شرکت‌های مشاوره خاص منجر می‌شوند، بدون آنکه حتی یک درصد به بهره‌وری واقعی زنجیره فولاد اضافه کنند.

قربانی اصلی این «نمایش مدرنیته»، نیروی انسانی صنعت فولاد است. مدیرانی که شیفته‌ی واژگان لوکس اتوماسیون شده‌اند، ابتدایی‌ترین اصل توسعه فناوری یعنی «بازآموزی و ارتقای مهارت کارکنان» را به کل فراموش کرده‌اند. کارگر فولاد امروز خود را در محاصره ابهام می‌بیند؛ از یک سو با تهدید تعدیل به بهانه خودکارسازی خطوط مواجه است و از سوی دیگر، هیچ برنامه مدونی برای آموزش کار با ابزارهای نوین به او ارائه نمی‌شود.

تا زمانی که نگاه مدیریت فولاد به تکنولوژی، نگاهی ویترینی، پروژه‌محور (با اهداف مالی خاص) و فاقد ملاحظات انسانی باشد، هوشمندسازی چیزی جز یک چاه ویل برای بلعیدن منابع مالی و عاملی برای انباشت گلایه‌ها و ناامنی‌های شغلی در بدنه کارگری نخواهد بود. این بخش از صنعت، بیش از آنکه به الگوریتم‌های هوش مصنوعی نیاز داشته باشد، به عقلانیت مدیریتی و شفافیت در تصمیم‌گیری محتاج است.

انتهای پیام/ م

اشتراک‌گذاری

ارسال نظر

نظرات

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است.