کد خبر: 18498 0

از اعتراض تا نامه فوری؛ صدای فولاد بافق شنیده شد / سهم آدم‌های بی‌صدا کجاست؟

از اعتراض تا نامه فوری؛ صدای فولاد بافق شنیده شد / سهم آدم‌های بی‌صدا کجاست؟

موضوع حتی به جلسه‌ای در نهاد ریاست‌جمهوری رسید؛ جایی که به گفته ابوئی، انتقادهای خود از عملکرد بانک را مطرح کرده است. حالا، در ادامه این روند، دبیر ستاد تسهیل و رفع موانع تولید کشور نیز در نامه‌ای با قید «فوری» از مدیرعامل بانک صنعت و معدن خواسته است اقدامات لازم برای پرداخت وجه اعتبارات اسنادی به ذی‌نفعی مجتمع فولاد بافق انجام شود و نتیجه به ستاد اعلام شود.

به گزارش خبرنگار آهن‌نیوز؛ گاهی برای حل یک مشکل، ظاهراً فقط یک چیز لازم است: صدایت به اندازه کافی بلند باشد. ماجرای اخیر مجتمع فولاد بافق و بانک صنعت و معدن، فارغ از اینکه در نهایت حق با کدام طرف دعوا باشد، یک سؤال مهم‌تر را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد؛ آیا در اقتصاد ایران، برای آنکه یک مطالبه جدی گرفته شود، باید رسانه داشت، مصاحبه کرد، مسئولان را خطاب قرار داد و موضوع را تا بالاترین سطوح مدیریتی بالا برد؟

پرونده فولاد بافق نمونه قابل تأملی از همین وضعیت است. پس از طرح انتقادهای مدیرعامل این مجتمع از عملکرد بانک صنعت و معدن در رسانه‌ها، موضوع به سطح بالاتری کشیده شد. محسن ابوئی، رئیس هیأت‌مدیره مجتمع فولاد بافق، از مشکلات ایجادشده در پرداخت اعتبارات اسنادی و برات‌ها سخن گفت و آن را عاملی برای دشوار شدن تأمین هزینه‌های جاری، حقوق کارکنان و تعهدات شرکت دانست.

موضوع حتی به جلسه‌ای در نهاد ریاست‌جمهوری رسید؛ جایی که به گفته ابوئی، انتقادهای خود از عملکرد بانک را مطرح کرده است. حالا، در ادامه این روند، دبیر ستاد تسهیل و رفع موانع تولید کشور نیز در نامه‌ای با قید «فوری» از مدیرعامل بانک صنعت و معدن خواسته است اقدامات لازم برای پرداخت وجه اعتبارات اسنادی به ذی‌نفعی مجتمع فولاد بافق انجام شود و نتیجه به ستاد اعلام شود.

بیشتر بخوانید:

اعتراض فولاد بافق به بانک صنعت و معدن بالا گرفت؛ ستاد تسهیل وارد ماجرا شد

صرف‌نظر از اختلاف میان طرفین، زنجیره اتفاقات قابل توجه است. انتقاد رسانه‌ای، طرح موضوع در سطح ریاست‌جمهوری و سپس ورود ستاد تسهیل. اما پرسش اصلی همین‌جا شکل می‌گیرد؛ اگر فولاد بافق رسانه نداشت، اگر مدیرش امکان گفت‌وگو با رسانه‌ها را نداشت، اگر موضوع به جلسه با رئیس‌جمهور نمی‌رسید و اگر صدای اعتراضش از تریبون‌های مختلف شنیده نمی‌شد، سرنوشت این مطالبه چه بود؟

این سؤال البته به معنای نادرست بودن پیگیری فولاد بافق یا تأیید عملکرد بانک صنعت و معدن نیست. بانک نیز ممکن است درباره علت تأخیر در پرداخت‌ها، تعهدات طرفین یا موانع قانونی و اعتباری توضیحاتی داشته باشد که برای قضاوت منصفانه باید شنیده شود.

مسئله جای دیگری است. در این میان تکلیف واحد تولیدی کوچک‌تری که نه تریبون دارد، نه دسترسی به رسانه، نه امکان دیدار با مقامات و نه توان آنکه موضوعش را به صدر اخبار بیاورد، چیست؟

آیا آن واحد هم باید ابتدا رسانه‌ای شود تا مشکلش دیده شود؟ آیا کارگری که چند ماه برای دریافت حقوقش منتظر مانده، باید رسانه پیدا کند تا صدایش شنیده شود؟ آیا یک تولیدکننده کوچک که حسابش مسدود شده یا مطالباتش پرداخت نشده، امکان آن را دارد که موضوع را تا جلسه‌ای در سطح ریاست‌جمهوری ببرد؟ و اگر ندارد، آیا باید پذیرفت که در عمل، بلندی صدا می‌تواند به اندازه اصل مطالبه در سرعت رسیدگی اثرگذار باشد؟ این همان بخش نگران‌کننده ماجراست.

مطالبه‌گری و استفاده از رسانه حق هر فعال اقتصادی است و هیچ ایرادی ندارد که یک شرکت برای احقاق حقوق خود از ظرفیت رسانه، نهادهای قانونی و دستگاه‌های مسئول استفاده کند. حتی ورود ستاد تسهیل نیز می‌تواند در چارچوب قانون، برای حل موانع تولید ضروری باشد. اما آنچه نیازمند توجه است، تبدیل شدن «دسترسی» به یک مزیت در فرآیند حل مشکلات اقتصادی است. وقتی یک شرکت بزرگ می‌تواند صدای خود را از چندین تریبون به گوش مسئولان برساند، طبیعی است که افکار عمومی بپرسد صدای یک واحد کوچک، یک کارگاه خانوادگی یا یک پیمانکار بدهکار به کجا می‌رسد؟

اقتصاد کشور فقط از شرکت‌هایی تشکیل نشده که مدیران آنها امکان حضور در رسانه‌ها و جلسات عالی مدیریتی را دارند. هزاران واحد کوچک و متوسط نیز با مشکلات بانکی، مالیاتی، بیمه‌ای، تأمین اجتماعی، انرژی و نقدینگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ اما همه آنها امکان تبدیل مشکل خود به یک «مسئله رسانه‌ای» را ندارند.

ماجرای فولاد بافق، فارغ از نتیجه اختلاف با بانک صنعت و معدن، می‌تواند یک آزمون برای همین مسئله باشد. اگر مطالبه‌ای قانونی است، باید فارغ از میزان سر و صدا، اندازه شرکت یا میزان دسترسی مدیر آن به مسئولان مورد رسیدگی قرار گیرد. و اگر مطالبه‌ای قانونی نیست، رسانه‌ای شدن هم نباید مسیر آن را کوتاه‌تر کند. در نهایت، مسئله فقط فولاد بافق و بانک صنعت و معدن نیست؛ مسئله این است که در یک نظام اقتصادی سالم، نباید برای شنیده شدن حتماً فریاد زد. آنهایی که تریبون دارند، راه‌های بیشتری برای پیگیری دارند؛ نگرانی اصلی اما آنهایی هستند که هیچ‌کدام را ندارند.

بیچاره آن تولیدکننده‌ای که مشکل دارد، اما نه رسانه‌ای دارد که صدایش را منتشر کند، نه مسئولی را می‌شناسد که تلفنش را جواب بدهد و نه تریبونی دارد که فریادش را به گوش تصمیم‌گیران برساند.

انتهای پیام/ م

اشتراک‌گذاری

نظر شما در مورد این خبر

ارسال نظر

نظرات

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است.