کد خبر: 18370
0
کارشناس صنعت فولاد:
فولاد ایران به یک بازنگری در مدل توسعه نیاز دارد

سالهاست در ادبیات سیاستگذاری صنعتی ایران، صنعت فولاد با یک عدد بزرگ شناخته میشود و آن هم ۵۵میلیون تن است؛ هدفی که برای افق ۱۴۰۴ تعریف شد تا ایران را به یکی از قدرتهای بزرگ تولید فولاد جهان تبدیل کند اما امروز با عبور از افق ۱۴۰۴، مسأله اصلی دیگر صرفا این نیست که چرا به این عدد نرسیدیم. پرسش مهمتر این است که آیا اساسا باید همچنان با منطق ظرفیت بیشتر به آینده فولاد نگاه کنیم؟
عرفان اتابکی – کارشناس صنعت فولاد
آمار تولید سال ۱۴۰۴ نشان میدهد فولاد خام ایران به حدود ۳۲.۱میلیون تن رسیده است؛ رقمی که نسبت به سال ۱۴۰۳، ۶.۲درصد رشد داشته اما تقریبا به سطح تولید سال ۱۴۰۲ بازگشته است. در مقیاس تقویمی میلادی نیز World Steel Association تولید فولاد خام ایران در سال ۲۰۲۵ را ۳۱.۸میلیون تن برآورد کرده و ایران را در رتبه دهم تولیدکنندگان جهان قرار داده است. فاصله میان رویای ۵۵میلیون تن و واقعیت حدود ۳۲میلیون تن یک واقعیت مهم است اما شاید مهمتر از این چیزی باشد که این فاصله درباره مدل توسعه صنعتی ایران به ما میگوید.
مسأله فولاد ایران فقط کمبود ظرفیت نیست. مسأله، ناتوانی در تبدیل ظرفیت اسمی به تولید پایدار، رقابتی و اقتصادی است. در چهار سال گذشته محدودیت برق و گاز به گفته رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران حدود ۵/۱۴میلیارد دلار ارزش تولید از دست رفته برای زنجیره فولاد بههمراه داشته است. براساس همین برآورد، فقط در سال ۱۴۰۳ ارزش تولید از دست رفته حدود ۵/۵میلیارد دلار بوده است. این اعداد، برآورد یک تشکل صنعتی هستند و نه حساب ملی مستقل. با این حال اندازه مسأله را بهخوبی نشان میدهند. اینجا تناقض بزرگ صنعت فولاد نمایان میشود: ممکن است کارخانه داشته باشیم اما برق کافی نداشته باشیم، ذخیره سنگآهن داشته باشیم اما زیرساخت مناسب نداشته باشیم و ظرفیت صادرات داشته باشیم ولی بازار جهانی روزبهروز رقابتیتر و محدودتر شود. در چنین شرایطی، اضافه کردن ظرفیت جدید لزوما بهمعنای افزایش ثروت ملی نیست.
جهان دیگر شیفته «ظرفیت بیشتر» نیست
این مسأله فقط مشکل ایران نیست. OECD در گزارش Steel Outlook ۲۰۲۶ تصویری بسیار روشن از آینده صنعت فولاد جهان ارائه کرده است. ظرفیت فولادسازی جهان در سال ۲۰۲۵ به رکورد ۴۴۵/۲میلیارد تن رسید، در حالی که ظرفیت مازاد به ۶۴۰میلیون تن افزایش یافته است. OECD پیشبینی میکند این رقم تا سال ۲۰۲۸ به حدود ۷۴۵میلیون تن برسد، در شرایطی که رشد تقاضای جهانی فولاد تا سال ۲۰۳۰ فقط حدود ۰.۹ درصد در سال برآورد شده است. به زبان سادهتر، جهان در شرایطی قرار گرفته که ظرفیت فولاد سریعتر از تقاضا رشد میکند. حتی ظرفیت مورد استفاده کارخانهها نیز تحت فشار قرار گرفته است. OECD برآورد کرده نرخ بهرهبرداری جهانی از حدود ۷۶درصد در سال ۲۰۲۵ ممکن است تا سال ۲۰۲۸ به ۷۴درصد یا کمتر برسد. این یعنی در اقتصاد فولاد آینده، داشتن کارخانه کافی نیست. کارخانه باید بتواند با هزینه مناسب، در زمان مناسب و برای بازار مناسب تولید کند. نمونه چین از این منظر بسیار قابل تأمل است. صادرات فولاد این کشور در سال ۲۰۲۵ به رکورد ۱۳۱میلیون تن رسید؛ افزایشی ۱۵۳درصدی نسبت به سال ۲۰۲۰.
OECD بخشی از این افزایش را به ضعف تقاضای داخلی و انتقال بخشی از مازاد تولید به بازارهای خارجی مرتبط میداند. همین موج صادرات باعث افزایش اقدامات تجاری علیه فولاد چین شده و در سال ۲۰۲۵، ۲۷پرونده جدید ضددامپینگ و اقدامات جبرانی علیه چین آغاز شده است. بنابراین رقابت آینده فولاد فقط رقابت بر سر «تن تولید» نیست. رقابت بر سر هزینه، کیفیت، فناوری، بازار و سیاست تجاری است.
چین چه چیزی را تغییر داده است؟
تصمیم جدید چین درباره ظرفیت جایگزینی فولاد، یک علامت قابل توجه برای کشورهایی است که هنوز در حال توسعه ظرفیت هستند. چین در مقررات ۲۰۲۶، نسبت جایگزینی ظرفیت در تولید آهن و فولاد را سختگیرانهتر کرده و حداقل نسبت ۵/۱ به یک را برای بخشهای اصلی جایگزینی تعیین کرده است. همزمان برای ادغام و بازسازی بنگاهها، ظرفیتهای کم کربن و فناوریهای جدید مانند هیدروژن و کورههای الکتریکی، رویکردهای متفاوتی در نظر گرفته شده است. پیام این سیاست روشن است: حتی بزرگترین تولیدکننده فولاد جهان نیز دیگر «افزایش ظرفیت به هر قیمت» را مترادف توسعه صنعتی نمیداند.
اروپا از فولاد یک «مسأله اقتصادی چندبعدی» ساخته است
اتحادیه اروپا نیز در ۱۹مارس ۲۰۲۵ برنامه «European Steel and Metals Action Plan» را منتشر کرد؛ برنامهای که فولاد را در پیوند با انرژی، رقابت صنعتی، تجارت، کربن و سرمایهگذاری میبیند. این تغییر نگاه اهمیت زیادی دارد. سیاست فولادی اروپا دیگر فقط حمایت از تولیدکننده نیست. هدف آن ایجاد شرایطی است که تولید فولاد همزمان رقابتی، کمکربن و قابل دوام باشد. موضوع از این هم جدیتر شده است. سازوکار CBAM اتحادیه اروپا از اول ژانویه ۲۰۲۶ وارد مرحله قطعی شده و آهن و فولاد صراحتا در دامنه آن قرار گرفتهاند. واردکنندگان مشمول باید قیمت کربن نهفته در محصولات را در چارچوب این سازوکار لحاظ کنند. بنابراین بازار آینده فولاد تنها یک سؤال ندارد: «این شمش چند دلار؟» بلکه سوال دیگری نیز مطرح میکند: این فولاد با چه میزان انتشار کربن تولید شده است؟
هند و ژاپن؛ دو درس متفاوت هند از سوی دیگر سراغ تعریف رسمی
«فولاد سبز» رفته است. در نظام طبقهبندی این کشور، فولاد با شدت انتشار کمتر از ۲/۲ تن CO₂e به ازای هر تن فولاد نهایی واجد شرایط رتبهبندی سبز میشود و درجات مختلفی براساس شدت انتشار دارد. طبق گزارش سالانه وزارت فولاد هند، تا پایان ۲۰۲۵ تعداد ۵۸واحد فولادی گواهی فولاد سبز دریافت کرده بودند که تولید تجمیعی آنها ۹.۱میلیون تن بوده است.
ژاپن نیز روی مسألهای حتی مهمتر تمرکز کرده است: ساختن بازار برای فولاد سبز. وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت ژاپن اعلام کرده که فولاد کمکربن در مراحل اولیه ممکن است هزینه بالاتری داشته باشد و به همین دلیل ایجاد تقاضا، مشوق و سازوکار خرید برای آن ضروری است. این همان حلقهای است که در بسیاری از برنامههای صنعتی ما کمتر دیده میشود: تولید فقط زمانی معنا پیدا میکند که بازار، زیرساخت و مدل اقتصادی متناسب با آن وجود داشته باشد.
مسأله فولاد ایران فقط کمبود ظرفیت نیست. مسأله، ناتوانی در تبدیل ظرفیت اسمی به تولید پایدار، رقابتی و اقتصادی است. در چهار سال گذشته محدودیت برق و گاز به گفته رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران حدود ۵/۱۴میلیارد دلار ارزش تولید از دست رفته برای زنجیره فولاد بههمراه داشته است. براساس همین برآورد، فقط در سال ۱۴۰۳ ارزش تولید از دست رفته حدود ۵/۵میلیارد دلار بوده است. این اعداد، برآورد یک تشکل صنعتی هستند و نه حساب ملی مستقل. با این حال اندازه مسأله را بهخوبی نشان میدهند. اینجا تناقض بزرگ صنعت فولاد نمایان میشود: ممکن است کارخانه داشته باشیم اما برق کافی نداشته باشیم، ذخیره سنگآهن داشته باشیم اما زیرساخت مناسب نداشته باشیم و ظرفیت صادرات داشته باشیم ولی بازار جهانی روزبهروز رقابتیتر و محدودتر شود. در چنین شرایطی، اضافه کردن ظرفیت جدید لزوما بهمعنای افزایش ثروت ملی نیست.
جهان دیگر شیفته «ظرفیت بیشتر» نیست
این مسأله فقط مشکل ایران نیست. OECD در گزارش Steel Outlook ۲۰۲۶ تصویری بسیار روشن از آینده صنعت فولاد جهان ارائه کرده است. ظرفیت فولادسازی جهان در سال ۲۰۲۵ به رکورد ۴۴۵/۲میلیارد تن رسید، در حالی که ظرفیت مازاد به ۶۴۰میلیون تن افزایش یافته است. OECD پیشبینی میکند این رقم تا سال ۲۰۲۸ به حدود ۷۴۵میلیون تن برسد، در شرایطی که رشد تقاضای جهانی فولاد تا سال ۲۰۳۰ فقط حدود ۰.۹ درصد در سال برآورد شده است. به زبان سادهتر، جهان در شرایطی قرار گرفته که ظرفیت فولاد سریعتر از تقاضا رشد میکند. حتی ظرفیت مورد استفاده کارخانهها نیز تحت فشار قرار گرفته است. OECD برآورد کرده نرخ بهرهبرداری جهانی از حدود ۷۶درصد در سال ۲۰۲۵ ممکن است تا سال ۲۰۲۸ به ۷۴درصد یا کمتر برسد. این یعنی در اقتصاد فولاد آینده، داشتن کارخانه کافی نیست. کارخانه باید بتواند با هزینه مناسب، در زمان مناسب و برای بازار مناسب تولید کند. نمونه چین از این منظر بسیار قابل تأمل است. صادرات فولاد این کشور در سال ۲۰۲۵ به رکورد ۱۳۱میلیون تن رسید؛ افزایشی ۱۵۳درصدی نسبت به سال ۲۰۲۰.
OECD بخشی از این افزایش را به ضعف تقاضای داخلی و انتقال بخشی از مازاد تولید به بازارهای خارجی مرتبط میداند. همین موج صادرات باعث افزایش اقدامات تجاری علیه فولاد چین شده و در سال ۲۰۲۵، ۲۷پرونده جدید ضددامپینگ و اقدامات جبرانی علیه چین آغاز شده است. بنابراین رقابت آینده فولاد فقط رقابت بر سر «تن تولید» نیست. رقابت بر سر هزینه، کیفیت، فناوری، بازار و سیاست تجاری است.
چین چه چیزی را تغییر داده است؟
تصمیم جدید چین درباره ظرفیت جایگزینی فولاد، یک علامت قابل توجه برای کشورهایی است که هنوز در حال توسعه ظرفیت هستند. چین در مقررات ۲۰۲۶، نسبت جایگزینی ظرفیت در تولید آهن و فولاد را سختگیرانهتر کرده و حداقل نسبت ۵/۱ به یک را برای بخشهای اصلی جایگزینی تعیین کرده است. همزمان برای ادغام و بازسازی بنگاهها، ظرفیتهای کم کربن و فناوریهای جدید مانند هیدروژن و کورههای الکتریکی، رویکردهای متفاوتی در نظر گرفته شده است. پیام این سیاست روشن است: حتی بزرگترین تولیدکننده فولاد جهان نیز دیگر «افزایش ظرفیت به هر قیمت» را مترادف توسعه صنعتی نمیداند.
اروپا از فولاد یک «مسأله اقتصادی چندبعدی» ساخته است
اتحادیه اروپا نیز در ۱۹مارس ۲۰۲۵ برنامه «European Steel and Metals Action Plan» را منتشر کرد؛ برنامهای که فولاد را در پیوند با انرژی، رقابت صنعتی، تجارت، کربن و سرمایهگذاری میبیند. این تغییر نگاه اهمیت زیادی دارد. سیاست فولادی اروپا دیگر فقط حمایت از تولیدکننده نیست. هدف آن ایجاد شرایطی است که تولید فولاد همزمان رقابتی، کمکربن و قابل دوام باشد. موضوع از این هم جدیتر شده است. سازوکار CBAM اتحادیه اروپا از اول ژانویه ۲۰۲۶ وارد مرحله قطعی شده و آهن و فولاد صراحتا در دامنه آن قرار گرفتهاند. واردکنندگان مشمول باید قیمت کربن نهفته در محصولات را در چارچوب این سازوکار لحاظ کنند. بنابراین بازار آینده فولاد تنها یک سؤال ندارد: «این شمش چند دلار؟» بلکه سوال دیگری نیز مطرح میکند: این فولاد با چه میزان انتشار کربن تولید شده است؟
هند و ژاپن؛ دو درس متفاوت هند از سوی دیگر سراغ تعریف رسمی
«فولاد سبز» رفته است. در نظام طبقهبندی این کشور، فولاد با شدت انتشار کمتر از ۲/۲ تن CO₂e به ازای هر تن فولاد نهایی واجد شرایط رتبهبندی سبز میشود و درجات مختلفی براساس شدت انتشار دارد. طبق گزارش سالانه وزارت فولاد هند، تا پایان ۲۰۲۵ تعداد ۵۸واحد فولادی گواهی فولاد سبز دریافت کرده بودند که تولید تجمیعی آنها ۹.۱میلیون تن بوده است.
ژاپن نیز روی مسألهای حتی مهمتر تمرکز کرده است: ساختن بازار برای فولاد سبز. وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت ژاپن اعلام کرده که فولاد کمکربن در مراحل اولیه ممکن است هزینه بالاتری داشته باشد و به همین دلیل ایجاد تقاضا، مشوق و سازوکار خرید برای آن ضروری است. این همان حلقهای است که در بسیاری از برنامههای صنعتی ما کمتر دیده میشود: تولید فقط زمانی معنا پیدا میکند که بازار، زیرساخت و مدل اقتصادی متناسب با آن وجود داشته باشد.
اشتراکگذاری
برچسبها
نظر شما در مورد این خبر
ارسال نظر
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است.



