وقتی بازار آهن هم اینفلوئنسری میشود

این روزها ویدئوهایی از بعضی مجموعههای فعال در بازار منتشر میشود که در آنها یک بلاگر یا چهره زن مقابل دوربین قرار میگیرد؛ از محصولات شرکت میگوید، درباره فروش و قیمت توضیح میدهد، داخل انبار میرود، روی جرثقیل مینشیند یا هنگام بارگیری مقابل دوربین قرار میگیرد.
به گزارش آهننیوز؛ یک زمانی اگر کسی از بازار آهن حرف میزد، تصویر مشخصی در ذهنش شکل میگرفت؛ سوله، انبار، تیرآهن و میلگرد، جرثقیل، بارگیری، دفترهای قدیمی و آدمهایی که سالها در این بازار کار کردهاند و اعتبارشان را ذرهذره ساختهاند. بازار آهن، مثل خیلی از بازارهای سنتی، قواعد خودش را داشته است؛ بازاری که در آن اعتبار، خوشقولی، تخصص و اعتماد شاید بیشتر از هر تبلیغی ارزش داشته باشد.
اما حالا یک اتفاق جدید در حال رخ دادن است؛ شبکههای اجتماعی آرامآرام وارد بازار آهن شدهاند و فعالان این بازار هم، مثل تقریباً همه اصناف دیگر، فهمیدهاند که اگر دیده نشوند، بخشی از بازار را از دست خواهند داد. این اتفاق فینفسه نهتنها بد نیست، بلکه شاید اجتنابناپذیر هم باشد . اما یک سؤال جدی وجود دارد: قرار است بازار آهن در فضای مجازی دیده شود یا برای دیدهشدن، هویت خودش را تغییر بدهد؟
این روزها ویدئوهایی از بعضی مجموعههای فعال در بازار منتشر میشود که در آنها یک بلاگر یا چهره زن مقابل دوربین قرار میگیرد؛ از محصولات شرکت میگوید، درباره فروش و قیمت توضیح میدهد، داخل انبار میرود، روی جرثقیل مینشیند یا هنگام بارگیری مقابل دوربین قرار میگیرد.
در بعضی از این ویدئوها، چیزی که قرار بوده محصول، کیفیت، قیمت یا توانمندی یک مجموعه باشد، در نهایت تحتالشعاع ظاهر و پوشش فردی قرار میگیرد که جلوی دوربین ایستاده است.
اینجاست که باید کمی مکث کنیم. آیا این همان چیزی است که بازار آهن برای دیدهشدن به آن نیاز دارد؟
مسئله، حضور زنان نیست
اول از همه باید یک موضوع را روشن کنیم.
این گزارش قرار نیست بگوید زنان نباید در بازار آهن حضور داشته باشند. اتفاقاً برعکس؛ حضور زنان متخصص، مدیر، فروشنده، کارشناس و فعال اقتصادی در صنعت فولاد و آهن نهتنها طبیعی است، بلکه میتواند به حرفهایتر شدن این حوزه کمک کند. بحث بر سر تبدیل یک ابزار تبلیغاتی به اصل ماجرا است.
اگر یک کارشناس زن متخصص فولاد درباره یک محصول، فرآیند تولید، مشخصات فنی یا خدمات یک شرکت توضیح میدهد، اتفاقاً محتوای ارزشمندی تولید شده است.
اما اگر حضور یک چهره صرفاً به این دلیل باشد که ظاهر او قرار است کلیک و ویو بیشتری بگیرد، آن وقت باید پرسید: ما داریم محصولمان را میفروشیم یا تصویر را؟
بازار آهن فقط یک بازار نیست
بازار آهن سالها با یک سرمایه مهم زندگی کرده؛ اعتماد.
مشتری وقتی از یک مجموعه خرید میکند، فقط چند تن آهن نمیخرد. او به اعتبار فروشنده، سابقه شرکت، کیفیت محصول، خوشحسابی، تعهد، تحویل بهموقع و تخصص اعتماد میکند.
این اعتبار بهسادگی ساخته نمیشود. گاهی یک فعال این بازار برای ساختن نام خودش دهها سال زحمت کشیده است. حالا نباید اجازه بدهیم الگوریتم اینستاگرام تعیین کند که هویت یک صنف چه باشد.
البته این حرف به معنای فرار از شبکههای اجتماعی نیست. اتفاقاً بازار آهن باید در شبکههای اجتماعی حضور داشته باشد. باید محتوای حرفهای تولید کند. باید از انبار، بارگیری، محصولات، پروژهها و توانمندیهایش فیلم بگیرد. باید با زبان نسل جدید ارتباط برقرار کند. باید حتی اگر لازم است از بلاگر و اینفلوئنسر هم استفاده کند.
اما سؤال این است که چه کسی باید سوار این قطار باشد و به کجا برود؟
از جرثقیل تا اینستاگرام
دیدن یک ویدئو که در آن یک خانم روی جرثقیل نشسته و درباره یک محصول فولادی صحبت میکند شاید در نگاه اول جذاب باشد.
ممکن است هزاران نفر آن را ببینند. اما بعد از تمام شدن ویدئو، مخاطب چه چیزی به خاطر میآورد؟ نام محصول؟ مشخصات فنی؟ نام شرکت؟ مزیت رقابتی؟ یا صرفاً تصویر همان فرد؟ اگر پاسخ سؤال آخر باشد، یعنی ما در بازاریابی یک قدم اشتباه رفتهایم.
ویو خوب است، اما هر ویویی ارزشمند نیست.
یک ویدئوی تخصصی که هزار مخاطب واقعی بازار آهن را جذب کند، شاید برای یک شرکت بسیار ارزشمندتر از ویدئویی باشد که یک میلیون بازدید عمومی دارد اما هیچ مشتریای ایجاد نمیکند.
مدرن شدن، یعنی تغییر هویت؟
بازار آهن نمیتواند در سال ۱۴۰۵ با ادبیات و ابزار بیست سال قبل کار کند. این را باید پذیرفت. نسل جدید مشتریان در اینستاگرام و شبکههای اجتماعی هستند. بسیاری از خریدها قبل از تماس تلفنی، در اینترنت جستوجو میشوند. شرکتها باید دیده شوند، محتوا داشته باشند و با مخاطب ارتباط برقرار کنند. اما مدرن شدن با بیهویت شدن فرق دارد.
بازار آهن میتواند مدرن شود بدون اینکه شبیه همه بازارهای دیگر شود. میتواند خلاق باشد بدون اینکه مبتذل شود. میتواند جذاب باشد بدون اینکه تخصص را قربانی سرگرمی کند. میتواند از زنان در تبلیغات استفاده کند بدون اینکه زن را صرفاً به یک ابزار جلب توجه تبدیل کند. و مهمتر از همه، میتواند در اینستاگرام موفق باشد بدون اینکه اعتبار چند دههای یک صنف را با چند ثانیه وایرالشدن معامله کند.
شاید وقت آن رسیده که خود بازار تصمیم بگیرد
واقعیت این است که نمیتوان جلوی تغییر را گرفت. شبکههای اجتماعی آمدهاند و بازار آهن هم دیر یا زود باید قواعد بازی جدید را یاد بگیرد. اما بهتر است خود فعالان این بازار تعیین کنند که این تغییر چگونه اتفاق بیفتد. اگر قرار است بلاگر بیاید، بیاید. اگر قرار است تولید محتوای سرگرمکننده باشد، باشد. اگر قرار است ویدئوهای متفاوت ساخته شود، ساخته شود. اما در کنار همه اینها، آهن، تخصص، اعتبار و هویت بازار هم باید دیده شود. چرا که بازار آهن اگر قرار باشد فقط برای گرفتن ویو شبیه همه اصناف دیگر شود، چیزهای مهم دیگر را از دست خواهد داد.
انتهای پیام/ م
اشتراکگذاری
برچسبها
ارسال نظر
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است.