خدمت به زائران یا سرمایهگذاری روی برند مدیرعامل ارفع؟ / وقتی خدمت، خوراک رپورتاژ میشود!

در روزهایی که صنعت فولاد با کاهش سودآوری، محدودیت انرژی، افت تولید و فشارهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکند و بسیاری از شرکتها با مشکلات جدی مالی مواجه هستند، آیا اولویت روابط عمومی شرکت آهن و فولاد ارفع باید انتشار گسترده تصاویر مدیرعامل در حال خدمترسانی باشد؟ آن هم از طریق کانالهایی که انتشار چنین محتواهایی معمولاً بدون هزینه نیست و در قالب رپورتاژ فعالیت میکنند.
به گزارش خبرنگار رسانه خبری آهننیوز؛ اینکه یک شرکت صنعتی در مناسبتهای مذهبی موکب برپا کند، به زائران خدمترسانی داشته باشد یا در مراسمهای ملی و مذهبی مشارکت کند، اتفاق تازهای نیست. سالهاست بسیاری از شرکتهای بزرگ کشور، بهویژه در صنعت فولاد، چنین مسئولیت اجتماعی را انجام میدهند؛ بیسروصدا، بدون دوربینهای متعدد و بدون آنکه هر ساعت گزارش و کلیپ آن در کانالهای تبلیغاتی منتشر شود.
اما سؤال اینجاست؛ چرا باید خدمت، به یک پروژه تبلیغاتی تبدیل شود؟
در روزهایی که صنعت فولاد با کاهش سودآوری، محدودیت انرژی، افت تولید و فشارهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکند و بسیاری از شرکتها با مشکلات جدی مالی مواجه هستند، آیا اولویت روابط عمومی شرکت آهن و فولاد ارفع باید انتشار گسترده تصاویر مدیرعامل در حال خدمترسانی باشد؟ آن هم از طریق کانالهایی که انتشار چنین محتواهایی معمولاً بدون هزینه نیست و در قالب رپورتاژ فعالیت میکنند.


اصل خدمت قابل احترام است؛ کسی منکر زحمات خادمان موکبها نیست. اما وقتی تمرکز از خود خدمت برداشته میشود و دوربینها بیش از زائران، مدیرعامل را دنبال میکنند، طبیعی است که این پرسش مطرح شود: هدف، خدمت بوده یا دیده شدن؟
در ایام مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید ایران، دهها شرکت فولادی، معدنی و صنعتی در تهران و استانهای مختلف موکب برپا کردند و به مردم خدمت رساندند. بسیاری از آنها بدون آنکه تصاویر مدیرانشان را به سوژه تبلیغات تبدیل کنند، مسئولیت اجتماعی خود را انجام دادند و از کنار آن عبور کردند.
مسئولیت اجتماعی زمانی ارزشمند است که اصل آن، کمک به مردم باشد، نه ساختن تصویر رسانهای از مدیران. اگر قرار باشد هر اقدام خیرخواهانه با موجی از رپورتاژ، کلیپ، گزارش سفارشی و بازنشرهای متعدد همراه شود، دیگر افکار عمومی حق دارد بپرسد مرز میان خدمت و تبلیغات دقیقاً کجاست؟
شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، مدیران صنعتی نیاز داشته باشند به جای سرمایهگذاری روی دیده شدن، روی بهبود عملکرد شرکتها، افزایش بهرهوری و بازگرداندن سودآوری به بنگاههای اقتصادی تمرکز کنند. زیرا در شرایط سخت اقتصادی، آنچه برای سهامداران، کارکنان و افکار عمومی اهمیت دارد، عملکرد واقعی شرکت است؛ نه تعداد فیلمها و گزارشهایی که از یک اقدام خیرخواهانه منتشر میشود.
انتهای پیام/
اشتراکگذاری
ارسال نظر
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است.