ورق گرم ۱۴۰ هزار تومانی چگونه زیر ۱۰۰ هزار تومان برگشت؟ / انتظار کمبود یا کمبود واقعی؟

قیمت ورق گرم که پیش از تعطیلات نوروز در محدوده ۶۷ تا ۷۰ هزار تومان قرار داشت، در هفته نخست فروردین به حدود ۱۲۰ تا ۱۴۰ هزار تومان رسید. این افزایش در شرایطی رخ داد که اطلاعات دقیقی درباره وضعیت تولید فولاد مبارکه در دسترس بازار نبود و انتظارات درباره کمبود، به یکی از محرکهای اصلی قیمت تبدیل شد.
به گزارش خبرنگار رسانه خبری آهننیوز؛ بازار ورق گرم ایران در هفتههای اخیر شاهد جهش شدید قیمت و سپس عقبنشینی قابل توجه نرخها بوده است؛ نوسانی که بار دیگر اختلاف نظر میان تولیدکنندگان فولاد و صنایع پاییندستی بر سر میزان عرضه، قیمتگذاری و صادرات را برجسته کرده است.
قیمت ورق گرم که پیش از تعطیلات نوروز در محدوده ۶۷ تا ۷۰ هزار تومان قرار داشت، در هفته نخست فروردین به حدود ۱۲۰ تا ۱۴۰ هزار تومان رسید. این افزایش در شرایطی رخ داد که اطلاعات دقیقی درباره وضعیت تولید فولاد مبارکه در دسترس بازار نبود و انتظارات درباره کمبود، به یکی از محرکهای اصلی قیمت تبدیل شد.
نقطه عطف بازار در هفتم اردیبهشت رقم خورد؛ زمانی که فولاد مبارکه حدود ۱۶۰ هزار و ۵۰ تن ورق گرم در بورس کالا عرضه کرد. در مقابل، تنها ۹۷ هزار و ۷۹۰ تن تقاضا ثبت شد و حدود ۹۲ هزار تن از محصول بدون رقابت قیمتی و با نرخ پایه ۸۵ هزار تومان معامله شد.
همزمان، قیمت ورق گرم در بازار آزاد بیش از ۱۵ هزار تومان کاهش یافت و به زیر ۱۰۰ هزار تومان رسید. این واکنش بازار نشان داد که دستکم در آن مقطع، عرضه گسترده توانسته بخشی از انتظارات کمبود را خنثی کند؛ هرچند این داده بهتنهایی نمیتواند وجود یا نبود کمبود ساختاری در بازار را اثبات کند.
ظرفیت ۲۸ میلیون تنی؛ تقاضای واقعی کجاست؟
یکی از محورهای اصلی اختلاف، استناد به ظرفیت اسمی حدود ۲۸ میلیون تنی صنایع لوله و پروفیل است. منتقدان محدودیت عرضه ورق، این رقم را نشانه نیاز بالای صنایع پاییندستی میدانند، اما تولید واقعی این صنعت حدود ۶ میلیون تن برآورد میشود.
این فاصله نشان میدهد ظرفیت اسمی کارخانهها لزوماً معادل تقاضای بالفعل بازار نیست. میزان سفارش، سرمایه در گردش، تامین انرژی و شرایط اقتصادی، در تعیین تقاضای واقعی نقش دارند.
بورس کالا یا شبکه توزیع؟
در بخش دیگری از این مناقشه، فاصله میان قیمت معاملهشده در بورس کالا و قیمت ورق برای مصرفکننده نهایی محل بحث است. بیش از ۸۰ درصد محصولات فولاد مبارکه از مسیر بورس کالا عرضه میشود و از این رو، بخشی از فاصله قیمت نهایی میتواند مربوط به هزینههایی مانند حملونقل، مالیات، هزینه مالی و حاشیه سود شبکه توزیع باشد.
در چنین شرایطی، به جای محدود کردن عرضه در بورس، شفافیت در زنجیره پس از معامله میتواند تصویر دقیقتری از محل شکلگیری اختلاف قیمت ارائه کند.
صادرات؛ تهدید یا سوپاپ بازار؟
صادرات نیز یکی دیگر از نقاط اختلاف میان بالادست و پاییندست زنجیره فولاد است. در صورتی که بازار داخلی با تقاضای کافی مواجه باشد، صادرات ماده اولیه میتواند فشار بیشتری بر مصرفکنندگان داخلی وارد کند. اما زمانی که عرضه از تقاضای ثبتشده در بورس پیشی میگیرد، صادرات مازاد میتواند به حفظ تولید و تامین ارز صنعت کمک کند.
در نهایت، دادههای معاملات بورس کالا نشان میدهد ادعای کمبود ورق گرم را نمیتوان تنها با تکیه بر ظرفیت اسمی صنایع یا قیمت بازار آزاد ارزیابی کرد. مقایسه مستمر حجم عرضه، تقاضای واقعی، موجودی انبارها و قیمت معاملات میتواند تصویر دقیقتری از بازار ارائه دهد؛ بازاری که در ماههای اخیر نشان داده است فاصله میان «انتظار کمبود» و «کمبود واقعی» میتواند بسیار قابل توجه باشد.
اشتراکگذاری
نظر شما در مورد این خبر
ارسال نظر
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است.



