خداحافظ فولاد، سلام پتروشیمی؛ استراحت برای مدیران ممنوع! / حامدی روی زمین نمیماند!

سیروس حامدی که پیش از این از مدیرعاملی فولاد شاهرود کنار رفت، حالا با تصمیم هیئتمدیره به عنوان سرپرست پتروشیمی مروارید منصوب شده است؛ جابهجایی سریعی که بار دیگر بحث چرخش مدیران میان صنایع مختلف را پررنگ کرده است.
به گزارش خبرنگار رسانه خبری آهننیوز؛ ظاهراً در اقتصاد ایران، بعضی مدیران هیچوقت فرصت استراحت پیدا نمیکنند. هنوز خبر خروج از یک مجموعه داغ است که حکم مسئولیت بعدی صادر میشود؛ انگار همیشه یک صندلی مدیریتی برای آنها کنار گذاشته شده است.
سیروس حامدی که پیش از این از مدیرعاملی فولاد شاهرود کنار رفت، حالا با تصمیم هیئتمدیره به عنوان سرپرست پتروشیمی مروارید منصوب شده است؛ جابهجایی سریعی که بار دیگر بحث چرخش مدیران میان صنایع مختلف را پررنگ کرده است.
پشت پرده یک جابهجایی خبرساز در فولاد شاهرود
حامدی پیش از این نیز سابقه حضور در سمتهای متعدد مدیریتی و عضویت در هیئتمدیره شرکتهای مختلف فولادی، معدنی، سرمایهگذاری و پتروشیمی را در کارنامه خود داشته است؛ موضوعی که همواره محل بحث درباره تمرکز مدیریتی و تعدد مسئولیتها بوده است.
این نخستین بار هم نیست که جابهجاییهای اینچنینی خبرساز میشود. آهننیوز پیشتر نیز در گزارشی با عنوان «پشت پرده یک جابهجایی خبرساز در فولاد شاهرود» به تغییر مدیریت این شرکت و حواشی پیرامون آن پرداخته بود؛ موضوعی که پس از انتشار مطالبی در فضای مجازی درباره تعدد مسئولیتهای حامدی، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت.
اما مسئله اصلی شخص سیروس حامدی نیست؛ مسئله، الگویی است که سالهاست در مدیریت بنگاههای بزرگ اقتصادی تکرار میشود. مدیری که امروز در صنعت فولاد فعالیت میکند، فردا راهی پتروشیمی میشود و شاید چند ماه بعد در مجموعهای دیگر حکم تازهای بگیرد؛ بدون آنکه برای افکار عمومی روشن باشد چه شاخصهایی مبنای این جابهجاییهای سریع است و تا چه اندازه تخصصهای مورد نیاز هر صنعت در این انتصابات نقش دارد.
البته نمیتوان صرف جابهجایی بین صنایع را نشانه ناتوانی یا توانمندی یک مدیر دانست؛ بسیاری از مهارتهای مدیریتی قابلیت انتقال دارند. با این حال، وقتی چرخه انتصابات محدود به چهرههای تکراری میشود و فرصت کمتری برای ورود مدیران جدید و متخصصان هر حوزه فراهم است، این پرسش شکل میگیرد که آیا دایره مدیران کشور تا این اندازه محدود شده است؟
شاید وقت آن رسیده باشد که در کنار سوابق مدیریتی، درباره گردش نخبگان، جوانگرایی، شفافیت در فرآیند انتصابها و حتی سقف مسئولیتهای همزمان نیز گفتوگوی جدیتری شکل بگیرد. زیرا آنچه بیش از هر چیز حساسیت ایجاد میکند، نه یک انتصاب، بلکه تکرار یک الگوی آشناست؛ الگویی که در آن برخی مدیران، ظاهراً هیچگاه روی زمین نمیمانند.
انتهای پیام/ م
اشتراکگذاری
ارسال نظر
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده است.